اعتقاد به وجود خدا و آفریننده ای برای جهان هستی و انسان،همواره یکی از مسائل مهم و مورد بحث در جوامع بشری بوده است و چنانکه از تحقیقات دانشمندان برمی آید، به زمان و مکان خاصی نیز محدود نمی شود.پس می تواند نشانگر ویژگی فطری و کشش آدمی به سوی موجودی برتر باشد که با علم و قدرت و الطاف بی نهایت خود،جهان هستی را اداره می کند.
این ویژگی یا احساس دینی افراد بشر، گرچه امری مهم و همگانی است ولی در جهت اثبات وجود خدا به شکلی منطقی و غیرقابل انکار به کار نمی آید و در بسیاری از افراد،چنان دچار ضعف شده که گویی وجود ندارد.
بنابراین با توجه به تأثیرات شگرف و ارزشمند اعتقاد به وجود خدا در زندگی بشر، در این سطور سعی شده تا وجود خداوند از طریق عقل که راه شناخت مشترک تمام انسان ها و ممیّز آنها از حیوان است، اجمالاً بررسی شود.
رابطة عقل و اثبات وجود خدا یکی از مشخصات انسان، وجود قوّه و نیرویی در اوست که در هیچ یک از موجودات عالم هستی وجود ندارد و کرامت و شرافت آدمی نیز به آن نیرو می باشد و این نیرو وجه تمایز بین انسان و حیوان است و آن چیزی جز قوّة عقل نمی باشد و با توجه به این نیروی عقل است که سئوالاتی برای انسان مطرح می شود که یکی از این سئوالات،پرسش در مورد وجود خداست و در پاسخ به این سئوال، انسانها بر اساس میل و کشش خود، به سمت بت پرستی و... تا یکتاپرستی گرایش پیدا می کنند. «محمد فرید وجدی»، دانشمند شهیر، می گوید:« هر چه بیشتر( به وسیلة حفاری و زمین شکافی) در بقایای پیشینیان جستجو می کنیم، می بینیم بت پرستی ، هویداترین مدرکات و معقولات آنها است» و در چند سطر، قبل از این مطلب می نویسد:«اعتقاد به مبدأ، همراه با به وجود آمدن انسان ، متولد شده است».
بنابراین انگیزة بحث دربارة دین و خدا را عقل و فطرت به ما داده و عقل و فطرت، هر دو ما را به سمت خداشناسی سوق می دهند و عقل بشر، احساس او را به لزوم بحث و تحقیق دربارة وجود خدا برمی انگیزد، که دلایل عقلی لزوم بحث در وجود خدا عبارتند از: الف) دفع ضرر و جلب منفعت: یکی از قوانینی که آدمی به حکم فطرت، به آنها پایبند می باشد، قانون «گریز از زیان های احتمالی» و یکی دیگر از همان قوانین فطری«لزوم جلب سودهای مهم احتمالی» می باشد.موضوع دفع ضررهای محتمل و جلب منافع احتمالی، در آنجایی که ضرر و نفع قابل ملاحظه باشند، تا آن حدّ مسلّم است که می توان گفت: اصولاً تمام زندگی روزمرة بشری چیزی جز گردش بر محور این دو اصل نمی باشد.
و توجه به این موضوع که در طول تاریخ، انسان های بزرگی به نام پیامبران و رهبران الهی آمده اند و از وجود خداوند، احکام الهی و ثواب و عقاب ابدی او سخن گفته اند و در عین حال،خود نیز برجسته ترین افراد زمانشان بوده اند، می تواند مهم باشد، زیرا بدون تردید، اگر از گفتار و رفتار آنان یقین به وجود خدا و دین و آئین الهی حاصل نگردد، حداقل، احتمال وجود خدا برای انسان،قوّت می گیرد و روشن است، اگر چنین احتمالی درست باشد،چشم پوشی از آن،منشاء زیانی بس بزرگ خواهد بود.

 

 

ص2

بنابراین به حکم عقل و قضاوت فطرت، نباید در مقابل این دو احتمال بی تفاوت بود. بر این اساس، بحث دربارة وجود خدا، لازم و حتمی می باشد. ب) لزوم شکر منعم: از منظر عقل، شکرگذاری از کسی که به انسان نعمتی بخشیده، امری پسندیده و ترک آن مذموم می باشد.از سوی دیگر آدمی در زندگی دنیوی خویش از نعمت های بی شماری برخوردار است، اگرچه امکان دارد که منعمی وجود نداشته باشد ولی وجود ولی نعمت، محتمل می باشد. بنابراین این احتمال را باید جدّی گرفت و دربارة وجود یا عدم وجود ولی نعمت بحث نمود، تا در صورت وجود او، عمل شکرگذاری از وی انجام شود.
ج)کمال جویی انسان: اگر آدمی در انگیزه ها و تمایلات درونی خود دقّت نماید، مشاهده خواهد کرد که ریشة بسیاری از آنها رسیدن به کمال است. بنابراین شکّی نیست که انسان موجودی کمال جو است و هر انسانی جاذبة این میل فطری را در درون خویش می یابد و تحت تأثیر آن به حرکت در می آید،اگر چه ممکن است، در تشخیص مصداق کمال به بیراهه رفته و کمال مجازی را به جای کمال مطلق بپذیرد، ولی در هر صورت نمی توان وجود این نیروی فطری را در آدمی انکار نمود.
بدیهی است کمالات روحی انسان در سایة ارادة آگاهانه و راهنمائی های عقل به دست می آید، در این مسیر، یکی از کمالاتی که برای زندگی او معرّفی می شود و از طرف هادیان زندگی او در طول تاریخ بر آن پافشاری و جانفشانی بسیار نیز شده، کمالی است که به دنبال خداشناسی از آن سخن رانده می شود، بنابراین اگر انسان عاقل به حکم عقل خود به دنبال دستیابی به کمال حقیقی است، قطعاً از تحقیق در مورد این راه، در کنار راه های کمال احتمالی دیگر،سرباز نخواهد زد تا به این وسیله، مسیری مطمئن تر را در رسیدن به هدف کمالی خویش برگزیند. د) مطالعة زندگی خداپرستان: ما انسان ها، در نگاه به زندگی دینداران واقعی، متوجه می گردیم که خداشناسی و خداپرستی آنان،آثاری را در زندگی برای ایشان، داشته است که این آثار در زندگی افراد بی دین مشاهده نمی گردد که نمونه هایی از این آثار عبارتند از: 1) ایمان به خداوند، آرامش دهندة روح و روان می باشد و فرد با ایمان، از آنجا که پیوسته به نیروی عظیم الهی تکیه دارد، لذا ناراحتی ها و اضطراب ها و دلهره ها در او وجود ندارد و یا کم است و نیز احساس عشق و دلگرمی و عدم احساس پوچی در دینداران بیشتر است. 2) همچنین ایمان عامل پرورش فضائل اخلاقی و نیز پشتوانة فضایل و اصلاح کنندة فرد می باشد ، زیرا اعتقاد به خدا، انسان را از خودپرستی خارج کرده و چنین فردی علاوه بر خود، دیگران را نیز دوست می دارد و این بزرگترین منبع، برای پرورش عواطف انسانی در میان بشر می باشد. 3) تأثیر در رفتار اجتماعی، یکی دیگر از ثمرات ایمان واقعی به خداست ، زیرا با اعتقاد به خدا، قانون گذاری به او سپرده می شود و همین امر،ضامن اجرای قوانین در جامعه و ضامن قدرت قانون و عدالت و حقوق افراد در برابر یکدیگر است. از دیگر عوامل مؤثر بر اصلاح رفتار اجتماعی دینداران، احساس مسئولیّت است، زیرا فرد خداپرست، خدا را ناظر بر اعمالش می داند و این احساس مسئولیّت، مهمترین عامل کنترل نفس و اصلاح جامعه می باشد. همچنین احساس عزّت و سربلندی و نفی تمامی قدرت های غیرخدایی، خصوصاً در شکل اجتماعی آن،از دیگر آثار اجتماعی دین در بین دینداران است. پس از آن که از طریق استدلال عقلی به لزوم بحث در مورد خداوند پی بردیم، قطعاً برای پیمودن این مسیر به شکل شایسته، باید بهترین راه را نیز برگزینیم که این نیازمند بررسی اجمالی راه های پیشنهادی ممکن است که مهمترین و عمومی ترین راه ها در زمینة رسیدن به خدا عبارتند از: 1- راه دل یا فطرت 2- راه شهود 3- راه تعبدی 4- راه تجربی یا علمی 5- راه عقلی یا فلسفی.



تاريخ : جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ | 22:15 | نویسنده : سجاد صالحی |