من در عجبم از مردماني كه

.

خود در ظلم و ستم زندگي

.

 مي كنند و براي مظلوميت

.

 امام حسين (ع) كه آزاد

.

 زيست و آزاد شهيد شد

.

اشك مي ريزند ...



تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | 17:34 | نویسنده : سجاد صالحی |
 

تا حالا فکر کردین فلسفه نماز چیه ؟

به قول یکی از بزرگان : "نماز معراج مومن است"

اینجا میخوام اونچه که به ذهنم میرسه رو در مورد نماز براتون بنویسم.

 

اول شهادت میدی که "خداوند بزرگتر است"   الله اکبر

بعد " به نام خداوند مهربان مهرورز"   بسم الله الرحمن الرحیم

"ستایش برای خدایی است که پروردگار جهانیان است"   الحمد لله رب العالمین

"مهربان مهرورز است"   الرحمن الرحیم

"مالک روز قیامت است"   مالک یوم الدین

" تنها تورا میپرستیم و تنها به تو پناه میجوییم"   ایاک نعبد و ایاک نستعین

" ما را به راه مستقیم*   هدایت کن"   اهدنا الصراط المستقیم



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | 17:24 | نویسنده : سجاد صالحی |
در من مدام صورت زیبای یک زن است

تصویر شاعرانه و رویای یک زن است

چشمم که خیره گشته به یک گوشه از اتاق

در دوردست محو تماشای یک زن است

از فرط انعکاس سرش گیج می رود

کوهی که سرسپرده به آوای یک زن است

آیینه در مقابل او سجده می کند

پروردگار آینه سیمای یک زن است

گویا زمین رسیده به آغوش آسمان

لبهای من که وصل به لبهای یک زن است

آرامشی به رنگ خدا می پراکند

آغوش من همین که پذیرای یک زن است

احساس می کند که جهان توی مشتش است

وقتی که مرد صاحب دنیای یک زن است

طومار عشق این سبب خلق کائنات

از لحظه نخست به  امضای یک زن است

ابلیس بعد رانده شدن گفت با خدا

بارگناه من همه اش پای یک زن است

با احترام شعر مرا روی لب ببر

چون واژه واژه هاش به سودای یک زن است



تاريخ : یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ | 23:55 | نویسنده : سجاد صالحی |
حضرت علی(ع) در اولین روز ماه رمضان در مسجد کوفه ضمن ایراد خطبه‌ای زیبا در وصف ماه مبارک رمضان، به پیش‌بینی پیامبر اعظم(ص) درباره شهادت خویش در این ماه اشاره کرد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، حضرت علی(ع) در روز اول ماه مبارک رمضان خطبه‌ای ایراد کردند که جزئیات آن در جلد اول کتاب ماه خدا چنین آمده است: ای مردم! این ماه، ماهی است که خداوند، آن را بر ماه‏های دیگر برتری داده است، مانند برتری ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهی است که درهای آسمان و درهای رحمت، در آن گشوده می‏شوند و درهای آتش در آن بسته می‏گردند. و ماهی است که در آن ندا شنیده می‏شود و دعا مستجاب می‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار می‏گیرد. ماهی است که در آن، شبی وجود دارد که فرشتگان از آسمان فرود آمده، بر مردان و زنان روزه‏دار، به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام می‏دهند و آن شب، «شب قدر» است. دو هزار سال پیش از آن که آدم علیه‏السلام آفریده شود، ولایت من در آن شب، مقدّر شد. روزه گرفتن آن، برتر از روزه‏داری هزار ماه است و عمل در آن، برتر از عمل در هزار ماه است. ای مردم! خورشید ماه رمضان بر مردان و زنان روزه‏دار، با رحمت می‏تابد و ماه آن با رحمت بر آنان نورافشانی می‏کند و هیچ روز و شبی از این ماه نیست، مگر آن که پروردگار متعال، بر سر این امّت، نیکی می‏افشاند. پس هر کس از ریزش نعمت الهی ذرّه‏ای بهره‏مند گردد، در روز دیدارش با خدا، نزد خداوند، گرامی خواهد بود و هیچ بنده‏ای نزد خدا گرامی نگردد، مگر آن که خداوند، بهشت را جایگاه او قرار می‏دهد. ای مردم! این ماه، ماهی است که خداوند، آن را بر ماه‏های دیگر برتری داده است، مانند برتری ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهی است که درهای آسمان و درهای رحمت، در آن گشوده می‏شوند و درهای آتش در آن بسته می‏گردند. و ماهی است که در آن ندا شنیده می‏شود و دعا مستجاب می‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار می‏گیرد. بندگان خدا! این ماه شما، همچون دیگر ماه‏ها نیست. روزهایش برترین روزهاست و شب‏هایش برترین شب‏ها و ساعاتش برترین ساعات است. آن، ماهی است که شیطان‏ها در آن در بند و زندانی‏اند؛ ماهی که خداوند در آن، روزی‏ها و اجل‏ها را می‏افزاید و میهمانان خانه‏اش را می‏نویسد؛ ماهی که اهل ایمان با آمرزش و رضای الهی، با شادی و نعمت‏های الهی، و با خشنودی فرمانروای دادگر و توانا، پذیرفته می‏شوند. ای روزه‏دار! در کار خویش نیک بنگر، که در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستی . بنگر که در شب و روزت چگونه‏ای و چگونه اعضای خود را از نافرمانی خدا حفظ می‏کنی. بنگر تا مبادا شب در خواب باشی و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه که روزه‏داران پاداش‏های خود را می‏گیرند، تو از زیانکاران باشی و آنگاه که به کرامت فرمانروای خویش نایل می‏شوند، از محرومان گردی و آنگاه که به همسایگی با پروردگارشان سعادتمند می‏شوند، تو از طردشدگان باشی! ای روزه‏دار! اگر از درگاه صاحبت رانده شوی، به کدام درگاه روی خواهی آورد؟ و اگر پروردگارت محروم سازد، کیست که روزی‏ات دهد؟ و اگر تو را خوار شمرد، کیست که اکرامت کند؟ و اگر ذلیلت ساخت، کیست که عزّتت بخشد؟ و اگر تو را واگذاشت، کیست که یاری‏ات کند؟ و اگر تو را در جمع بندگانش نپذیرفت، بندگی‏ات را به آستان چه کس خواهی برد؟ و اگر از خطایت در نگذشت، برای آمرزش گناهانت به که امید خواهی بست؟ و اگر حقّ خویش را از تو طلبید، حجّت تو چه خواهد بود؟ ای روزه‏دار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا، به او تقرّب بجوی، که همانا کتاب خدا، شفیعی است که روز قیامت، شفاعتش برای قرآن‏خوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجه‏های بهشت بالا می‏روند. مژده ای روزه‏دار! تو در ماهی هستی که روزه‏داریت در آن، واجب، نَفَس کشیدنت در آن، تسبیح، خُفتنت در آن، عبادت، طاعتت در آن، پذیرفته، گناهانت در آن، آمرزیده، صداهایت در آن، شنیده ‏شده، و مناجات در آن، مورد ترحّم است. از حبیبم پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود: خداوند متعال را در هنگام افطار هر شب ماه رمضان، آزادشدگانی از آتش است که شمار آنان را کسی جز خداوند نمی‏داند. شمار آنان، نزد او در علم غیب است. پس چون آخرین شب این ماه شود، خداوند به شمار همه کسانی که در تمام این ماه آزاد کرده، آزاد خواهد نمود. مردی از قبیله هَمْدان برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه حبیب تو درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو. فرمود: باشد! شنیدم که برادر و پسر عمویم، پیامبر خدا، می‏فرمود: «هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را در این ماه از حرام‏ها نگه دارد، وارد بهشت می‏شود.» آن مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه برادر و پسر عمویت درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو. فرمود: باشد! شنیدم که دوستم پیامبر خدا می‏فرمود: «هر کس از روی ایمان و به خاطر اجر الهی، [ماه] رمضان را روزه بدارد، وارد بهشت می‏شود.» مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه دوستت درباره این ماه فرمود، بیشتر بگو. فرمود: باشد! شنیدم که سَرور اوّلین و آخرین، پیامبر خدا می‏فرمود: «هر کس [ماه] رمضان را روزه بدارد و در شب‏های آن حرام نخورد، وارد بهشت می‏شود.» مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه سرور اوّلین و آخرین با تو درباره این ماه گفت، بیشتر بگو. فرمود: باشد! شنیدم که برترینِ پیامبران و فرستادگان و فرشتگان مقرّب می‏فرمود: «همانا سَرور اوصیا، در سَرور ماه‏ها کشته می‏شود.» گفتم: ای پیامبر خدا! سرور ماه‏ها، کدام است و سرور اوصیا کیست؟ فرمود: «امّا سرور ماه‏ها، ماه رمضان است و امّا سرور اوصیا، تویی، ای علی!» گفتم: ای پیامیر خدا! آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری، به پروردگارم سوگند! همانا نگون‏بخت‏ترینِ امّت من، برادرِ پی‏کننده ناقه ثمود، برمی‏خیزد و ضربتی بر فرق سرت می‏زند که محاسنت از خون آن، رنگین می‏شود. پس مردم شروع به گریه و شیون کردند. و حضرت علی علیه‏السلام خطبه‏اش را به پایان برد و فرود آمد.

تاريخ : سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ | 0:20 | نویسنده : سجاد صالحی |
بیانات حضرت امام خمینی (ره) درباره روز زن

به گزارش شفقنا، حضرت آیت الله العظمی خمینی (ره) در بیاناتی در جمع بانوان جامعه الزهراء (یازدهم اسفند 1364) فرموده بودند : اگر شما پذیرفتید كه روز بیستم جمادي الثانیه كه روز تولد حضرت زهراست، پذیرفتید كه روز زن باشد، این روز را پذیرفتید، این به عهده شما خیلي مسایل را مي‏آورد.

اگر یك ملتي پذیرفت كه فلان روز، روز جهاد است، این باید در آن روز مشغول مجاهده بشود. اگر كسي مشغول مجاهده نشد، این نپذیرفته است كه آن روز، روز جهاد است. اگر یك وقت یك ملتي پذیرفت كه امروز روز جنگ است، اگر كسي پذیرفت كه روز جنگ است و تخلف كند، بر خلاف وظیفه انساني خودش عمل كرده.

اگر شما زن ها هم و زن هاي ما هم همه، كشور ما همه، پذیرفتند كه امروز روز زن است؛ یعني روز تولد حضرت زهرا كه آن كمال و آن وضعیت را دارد، پذیرفتید كه روز زن است، به عهده شما مسایل بزرگي (خواهد آمد)، از قبیل مجاهده، كه حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازه خودش كه در این ظرف كوتاه مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است با حكومت هاي وقت، محاكمه مي‏كرده است حكومت هاي وقت را.

براساس گزارش ایرنا، حضرت امام خمینی (ره) در ادامه فرمودند: شما باید اقتدا به او بكنید تا پذیرفته باشید كه این روز، روز زن است. یعني، روز تولد این حضرت روز زن است. زهد و تقوا و همه چیزهایي كه داشته است و عفافي كه او داشته است و همه چیز، شما باید اگر پذیرا شدید، آنها را تبعیت كنید و اگر تبعیت نكردید، بدانید كه شما داخل در روز زن نیستید. هر كس نپذیرفت، این، در روز زن وارد نشده است و در این شرافت وارد نشده است.



تاريخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 0:32 | نویسنده : سجاد صالحی |

از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا اولاً حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند، قدر دانی از مقامی که نعمتهای زیادی در اختیار او نهاده و با این سپاس گزاری، فرد، حق شناسی خود را در برابر آفریدگار خود که این همه نعمتهای گرانبها در اختیار او گذاشته اعلام می دارد و ثانیاً نماز و عبادت مایه تکامل روحی انسان است چون در نماز ما خود را با کمال مطلق مرتبط ساخته و از او کمک می خواهیم که شایستگی و لیاقت سخن گفتن با خود را به ما بدهد. ضمن این که نمازگزار همواره به یاد خداست و یاد خدا بهترین وسیله برای کنترل نفس امّاره و روح طغیانگر است چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود انسان غافل فکر عاقبت کار ناپسند و عقوبات آن را نمی کند و این نماز است که انسان را به یاد خدا می اندازد و اثر آن غفلت را از روح و روانش پاک می سازد و هم چنین نماز گزار برای قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب می ورزد مثلاً یکی از شرائط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که در آن به کار می رود مانند آب وضو و غسل، لباس و مکان نمازگزار. این موضوع باعث می شود که اطراف حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقیّد شود و در موارد دیگر بی پروا باشد بالاخص که نمازگزار بداند شرط قبولی این است که حقوق مستمندان و زکات را بدهد، از گناهان کبیره بپرهیزد. مسأله دیگری که نمازگزار باید به آن توجه داشته باشد نظافت و بهداشت است زیرا او باید با لباس و بدنی پاک و تمیز که بعضاً مجبور است غسل نماید تا از آلودگیهای ظاهری و معنوی خود را پاک سازد و از آنجا که نماز برای خود وقت معیّنی دارد یکی از آثار آن انضباط و وقت شناسی است.

آثار و فلسفه نماز به آن چه گفته شد منحصر نیست ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ باشد.

البته نمازی که می تواند تمام آثار را  داشته باشد نمازی است که با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا آورده شود. روی همین جهات است که پیامبر گرامی(ص) می فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شستشو می دهد، اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شستشو دهد هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی شود. هم چنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شستشو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند[i].





تاريخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 13:17 | نویسنده : سجاد صالحی |

ابوبصير از امام صادق روايت كرده كه فرمود:

نزد ام‏حميده آمدم، تا شهادت امام صادق را به وى تسليت گويم، ام‏حميده گريست و من نيز به گريه درآمدم، آنگاه گفت: اى ابومحمد! اگر امام صادق را به هنگام رحلت مى‏ديدى، چيز عجيبى را مشاهده مى‏كردى، آن حضرت چشمانش را باز كرد و فرمود: تمام كسانى را كه با من خويشاونى دارند، نزد من گرد آوريد.

ام‏حميده ادامه داد:

چو همه را گرد آورديم، امام صادق نگاهى به آنان كرد و فرمود:

شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك شمارد نخواهد رسيد.

و از مولاى متقيان على روايت شده كه فرمود:

«الّصلوةُ تَنْتَزِلُ الرَّحْمَةَ» نماز رحمت الهى را نازل مى‏كند(2).

اهميت و ره‏آورد نماز

اميرالمؤمنين على در آستانه يكى از جنگها به يارانش نماز را سفارش نموده و فرمود:

«تَعاهَدُ وا أَمرَالصَّلاةِ وِ حافِظُوا عَلَيها وَ اَسْتَكْثِرُ و امِنها وَ تَقَرَّبُوا

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 2:48 | نویسنده : سجاد صالحی |

هوالحكيم

يكي از حاضرين در سفره شام مراسم ايام فاطميه امسال بيت رهبري نقل كرده است كه سخنران آن شب مراسم، بعد از سخنراني در حسينيه امام خميني (ره) به هنگام صرف شام در محضر مقام معظم رهبري به ايشان عرضه داشته است: «برخي گله مي‌كنند كه چرا حضرتعالي با اين كسالت جسمي، اين قدر براي مراسم وقت مي‌گذاريد و از اول تا آخر مجلس فاطميه و روضه را مي‌نشينيد.» معظم‌له نيز در جواب فرموده‌اند: «آنها نمي دانند؛ من رزق سال كشور را در شب‌هاي فاطميه مي‌گيرم.»

اين مساله اثبات مي كند كه رهبر حكيم انقلاب اسلامي - اين فرزند برومند و سلاله پاك خاندان اهل بيت - براي اداره امور كشور عنايت خاصه‌اي به ساحت حضرت زهرا (س) داشته و در اين زمينه به مادر بزرگوارشان متوسل مي‌شوند.



تاريخ : شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 2:34 | نویسنده : سجاد صالحی |
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه عليهم السلام:

1- دروغ فسق و دروغگو فاسق است.

2- دروغگو ایمان ندارد.

3- دروغ از قماربدتر است.

4- دروغگو دشمن خداست.

5- روي دروغگو سیاه است.

6- دروغ ازشراب بدتر است.

7- دروغگو بوی دهانش متعفن است.

8- خدای تعالی دروغگو را لعنت می کند.

9- بوی گند دهان دروغگو به عرش می رسد.

10- دروغ مخرب ایمان است.

11- دروغ مانع چشیدن طعم ایمان است.

12- دروغگو تخم کینه درسینه ها می کارد.

13- دروغگو مروتش ازهمه خلق کمتر است.

14- به جهت یک دروغ ،هفتاد هزار فرشته دروغگو را لعنت می کنند.

15- دروغ علامت نفاق است.

16- دروغ بدترین ریاهاست.

17- دروغ فراموشی می آورد.

18- دروغ دریست ازدرهای نفاق.

19- دروغگو به عذابی مخصوص در قبر گرفتار خواهد شد.

20- دروغ ،محروم کند دروغگو را ازن مازشب و روز.

21- دروغ سبب خذلان الهی است.

22- دروغ سبب گرفتن صورت انسانی ازدروغگو است.

23- دروغ ، بزرگترین خباثت است.

24- دروغگو  ،بزرگترین گناهکاران است.

25- دروغ صاحبش را هلاک کند.



تاريخ : شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 2:21 | نویسنده : سجاد صالحی |

اولين در خواست فاطمه در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است.

جابرابن عبدالله انصارى از پيامبر(ص) چنين نقل مى‏كند: هنگامى‏كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مى‏گيرد، خود را از مركب به زير انداخته، اظهار مى‏دارد: الهى و سيدى، ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داورى كن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حكم كن... (4)

براساس روايتى ديگر، پيامبر اكرم(ص) فرمود: دخترم فاطمه در حالى كه پيراهنهاى خونين در دست دارد، وارد محشر مى‏شود; پايه‏اى از پايه‏هاى عرش را در دست مى‏گيرد و مى‏گويد:

«يا عدل يا جبار احكم بينى و بين قاتل ولدى‏»

اى خداى عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داورى كن.

قال:«فيحكم لابنتي و رب الكعبة‏»

به خداى كعبه سوگند، به شكايت دخترم رسيدگى مى‏شود و حكم الهى صادر مى‏گردد. (5)

ديدار حسن و حسين عليهما السلام

دومين خواسته فاطمه در روز قيامت از خداوند چنين است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.

در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهما السلام به سوى فاطمه مى‏روند، در حالى‏كه از رگهاى بريده حسين خون فوران مى‏كند. (6)

پيامبر خدا(ص) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه به فاطمه گفته مى‏شود وارد بهشت‏شو، مى‏گويد: هرگز وارد نمى‏شوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مى‏شود: به وسط قيامت نگاه كن.

پس بدان سمت مى‏نگرد و فرزندش حسين را مى‏بيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر(ص) ناله و فرياد سر مى‏دهد. فرشتگان نيز (باديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مى‏آورند. (7)

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: حسين بن على(ع) در حالى كه سر مقدسش را در دست دارد، مى‏آيد. فاطمه با ديدن اين منظره ناله‏اى جانسوز سر مى‏دهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمنى نيست مگر آنكه به حال او مى‏گريد. (8)

در اين موقعيت، خداوند به خشم آمده، به آتشى به نام «هبهب‏» كه هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگى در آن راه نمى‏يابد و هيچ اندوهى از آنجا بيرون نمى‏رود، دستور مى‏دهد كشندگان حسين بن‏على را برگير و جمع كن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را بر مى‏چيند... (9)

شفاعت‏براى دوستان اهل‏بيت عليهم السلام

سومين درخواست فاطمه در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل‏بيت عليهم السلام است كه مورد قبول حق قرار مى‏گيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مى‏دهد.

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه فاطمه به در بهشت مى‏رسد، به پشت‏سرش مى‏نگرد. ندا مى‏رسد: اى دختر حبيب! اينك كه دستور داده‏ام به بهشت‏بروى، نگران چه هستى؟

فاطمه(س) جواب مى‏دهد: اى پروردگار! دوست دارم در چنين روزى با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مى‏رسد: اى دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان. (10)

امام باقر(ع) در روايتى ديگر مى‏فرمايد: در روز قيامت‏بر پيشانى هر فردى، مؤمن يا كافر نوشته شده است. پس به يكى از محبان اهل‏بيت عليهم السلام كه گناهانش زياد است دستور داده مى‏شود به جهنم برده شود. در آن هنگام، فاطمه(س) ميان دو چشمش را مى‏خواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل‏بيت. پس به خدا عرضه مى‏دارد:

الهى و سيدى! تو مرا فاطمه ناميدى و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‏ات را زير پا نمى‏نهى.

ندا مى‏رسد: فاطمه! راست گفتى; من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلف نمى‏كنم.

اينكه مى‏بينى دستور دادم بنده‏ام را به دوزخ برند، بدين جهت‏بود كه درباره‏اش شفاعت كنى و شفاعتت را بپذيرم تا فرشتگان، پيامبران، رسولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهى يابند. حال بنگر، دست هركه بر پيشانى‏اش «مؤمن‏» نوشته شده، بگير و به بهشت‏ببر. (11)



تاريخ : جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ | 2:55 | نویسنده : سجاد صالحی |

كيفيت ‏برانگيخته شدن

برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است; زمانى كه معصومان عليهم السلام همواره بدان مى‏انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مى‏شدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مى‏انديشيد. فكر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى‏برد. اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايد:

«روزى پيامبرخدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناك يافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگينى؟

فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مى‏دهد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ | 2:50 | نویسنده : سجاد صالحی |

یش گفتار

در فرهنگ لغت به هر پدیده ای که مایه تباهی و فساد چیزی شود،آسیب یا آفت گفته می شود. (1) یکی از پدیده هایی که مانند هر چیزدیگری در معرض آسیب ها (2) قرار می گیرد، تبلیغ دین و فعالیت های جانبی آن است. این آسیب ها در موقعیت و شرایط مختلف، متفاوت می باشند.

با قطع نظر از این موقعیت ها و شرایط، شاهد لطمه ها و خطراتی هستیم که یک تبلیغ موفق را تهدید و در نهایت بازدهی و اثرمطلوب آن را کاهش می دهد.

بر این اساس لازم است در وهله اول به آسیب شناسی تبلیغات دینی پرداخت و سپس با استفاده از رهنمودهای قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) و نیز صاحب نظران «زمان آگاه »، به آسیب زدایی ازبوستان پرفیض پرداخت.

این نوشتار کوتاه بر آن است تا، گوشه ای از این آفت ها را برای خوانندگان گرامی به ویژه مبلغان ارجمند یادآور شود.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 18:49 | نویسنده : سجاد صالحی |
...گرچه توفانی ترین  دریاست عشق

 

خاک  پای  حضرت زهراست عشق...



تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 18:44 | نویسنده : سجاد صالحی |
نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد.پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.

دوران کودکی در سایه پدر



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ | 16:24 | نویسنده : سجاد صالحی |
زندگی‌نامة آقای کافی
خطیب و واعظ شهیر، حجة الاسلام و المسلمین حاج احمد کافی در سال 1315 هجری شمسی در شهر مقدّس مشهد، در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدر وی مرحوم میرزا محمد کافی، فرزند حاج میرزا احمد کافی یزدی، از علما‌ و روحانیون پرهیزگار و وارسته بود. .......

بازگشت به قم



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ | 16:17 | نویسنده : سجاد صالحی |

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت»

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ | 17:33 | نویسنده : سجاد صالحی |

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

 

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

 

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

 

 

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

 

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

 

 

سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش

 

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

 

بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب

 

 

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

 

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

 

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

 

 

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

 

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

 

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

 

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

 

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

 

 

سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

 

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

 

 

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

 

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

 

 

سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش

 

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

 

 

 

السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخد تریب السلام علی البدن السلیب السلان علی الثغر المقروع السلام علی الراس المرفوع



تاريخ : جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ | 17:20 | نویسنده : سجاد صالحی |

گل خوش رنگ و بوی من حسین است

بهشت آرزوی من حسین است

مزن دم پیش من از لاله رویان

که یار لاله روی من حسین است

من آن مداح مست سینه چاکم

که ممدوح نکوی من حسین است

همه در گفتگوی این و آنند

ولیکن گفتگوی من حسین است

سخن بی پرده می گویم زمستی

می و جام و سبوی من حسین است

چو مرغ حق که از حق میزند دم

طنین های و هوی من حسین است

از آن بر تربتش سایم جبین را

که عز و آبروی من حسین است

احد گوئی از آن باشد شعارم

که پیر و نکته گوی من حسین است 



تاريخ : یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | 15:25 | نویسنده : سجاد صالحی |

ای قتیل دشت غربت

 

خالق عشق و محبت یا حسین
ای قتیل دشت غربت یا حسین

ای گل صحرا نبرد فاطمه
ای صفای آل عصمت یا حسین

ای که جانت سوخت از لب تشنگی
ای فدای کام خشگت یا حسین

آن قدر سوز عطش بالا گرفت
تا که شد بی نور چشمت یا حسین

تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت
یا بمیرم یا شهادت یا حسین

یکشبه راه مرا کوتاه کن
با نگاهی از محبت یا حسین

دوست دارم پیشت آیم لحظه ای
تا نمایم با تو صحبت یا حسین



تاريخ : یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | 14:55 | نویسنده : سجاد صالحی |

بحر طویل

 

به نام عشق

این  صدای  تپش  قلبم  نیست

درحسینه ی دل سینه زنی ست

 

     و این بحر طویل است...

 

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...



تاريخ : یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | 14:50 | نویسنده : سجاد صالحی |

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی 

 با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

 تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم 

 راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

 

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

 در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق 

 عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) 

 گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید



تاريخ : یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | 14:44 | نویسنده : سجاد صالحی |
واژه مرگ، مانند كلمه زندگی، هستی و پیدایش، مفهوم روشن و عامی دارد كه بر كسی پوشیده نیست. امّا در آن سوی این مفهوم همگانی و روشن، چیزی قرار دارد كه شاید هرگز برای كسی درست و دقیق معلوم نگردد و شناخته نشود. علی علیه‏السلام در اسرار و رموز مرگ می‏فرمایند:
«أیها الناس، كل امری لاق ما یفر منه فی فراره؛ والأجل مساق النفس، والهرب منه موافاته. كم اطردت الأیام أبحثها عن مكنون هذا الأمر فأبی اللّه‏ إلا إخفاءه. هیهات! علم محزون!»


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ | 22:37 | نویسنده : سجاد صالحی |
:. در تنگناها از شر شيطان به خدا پناه ببريد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
در بعضى جاها بايد از شر شيطان رانده شده به خداوند بزرگ پناه برد و شيطان را از خود دور نمود.
چگونه و با چه لفظى بايد اين كار را كرد، نكته اى است . آن چه معروف و مشهور در ميان مردم است و همه گان مى گويند اين عبارت است : ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )). در روايتى هم هست كه امام صادق عليه السلام به هنگام تلاوت سوره حمد و هنگام نماز مى فرمود: ((اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم )).
(394)


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ | 23:54 | نویسنده : سجاد صالحی |
 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از جمله جاهايى كه شيطان هنگام گفتن ((بسم الله )) از انسان دور مى شود.
1- در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بسم الله )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.
اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بسم الله )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.
ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بسم الله )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آلت خود را داخل مى كند. پس عمل از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .
ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.
(474)
2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بسم الله )) بگويد. چون وقتى ((بسم الله )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.
3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بسم الله )) بگويد، تا شيطان فرار كند.
(475)
4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:
((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))
زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.
5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بسم الله )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.
(476)
6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.
ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.
(477)
7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بسم الله )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بسم الله )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود.


تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ | 23:52 | نویسنده : سجاد صالحی |
ضرورت شکر و سپاس الهی



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ | 14:3 | نویسنده : سجاد صالحی |

ربنا با کربلا شد هم عدد

من حسین اللهیم حیدر مدد



تاريخ : شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ | 14:2 | نویسنده : سجاد صالحی |
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حم. (۱)

اين كتاب از سوي خداوند عزيز و حكيم نازل شده است. (۲)

بدون شك در آسمانها و زمين نشانه‏هاي فراواني است براي آنها كه اهل ايمانند. (۳)



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم شهریور ۱۳۹۰ | 14:38 | نویسنده : سجاد صالحی |
یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا کنان خود را به جزیره کوچکی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره‌ای به جز دعا کردن و کمک خواستن از خدا نداشتند. چون هر کدامشان ادعا می کردند که به خدا نزدیک‌ترند و خدا دعایشان را زودتر



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۰ | 23:5 | نویسنده : سجاد صالحی |

بسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ* وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ* لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَ لْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ الْمَلاَئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ أَمْرٍ * سَلاَمٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

به نام خداوند بخشنده و مهربان

ما این قرآن عظیم الشان را (که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم و چه کسی تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است .در این شب فرشتگان و روح (جبرئیل)تقدیر را به اذن خدا  نازل مى گردانند، این شب، رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه.



تاريخ : پنجشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۰ | 22:45 | نویسنده : سجاد صالحی |

 

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ششم شهریور ۱۳۹۰ | 21:24 | نویسنده : سجاد صالحی |